هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس تنهایی، ناامیدی و درماندگی شاعر در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی است. شاعر از دردهای کهنه، بیعدالتیهای جهان و تنگدستی خود مینالد و در عین حال، به دنبال راهی برای مقابله با این شرایط است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.
غزل ۴۳۱ - دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
من و یک حوصله تنگ باینها چکنم ۱
سنگ بر سینه زنم شیشه دل می شکند
نزنم شوق چنین کرده تقاضا چکنم ۲
در ره عشق اگر بار علایق همه را
بفکنم، با گهر آبله پا چکنم ۳
ماتم بال و پر ریخته ام بس باشد
خویش را تنگ دل از دیدن صحرا چکنم ۴
درد بیدردی چون باز دوا می طلبد
دردهای کهن خویش مداوا چکنم ۵
منکه چون گرد بهر جا که نشینم خوارم
جنگ با صدرنشینان بسر جا چکنم ۶
گله از چرخ بود تیر فکندن به سپهر
چون بجائی نرسد شکوه بیجا چکنم ۷
خار بی گل شده هر جا گل بی خاری بود
گر نبندم ز جهان چشم تماشا چکنم ۸
کنج تنهائیم از گور درش بسته ترست
عزلتم گر ندهد شهرت عنقا چکنم ۹
سر و برگ جدلم نیست چو با خلق کلیم
نکنم گر ببد و نیک مدارا چکنم ۱۰
من و یک حوصله تنگ باینها چکنم ۱
سنگ بر سینه زنم شیشه دل می شکند
نزنم شوق چنین کرده تقاضا چکنم ۲
در ره عشق اگر بار علایق همه را
بفکنم، با گهر آبله پا چکنم ۳
ماتم بال و پر ریخته ام بس باشد
خویش را تنگ دل از دیدن صحرا چکنم ۴
درد بیدردی چون باز دوا می طلبد
دردهای کهن خویش مداوا چکنم ۵
منکه چون گرد بهر جا که نشینم خوارم
جنگ با صدرنشینان بسر جا چکنم ۶
گله از چرخ بود تیر فکندن به سپهر
چون بجائی نرسد شکوه بیجا چکنم ۷
خار بی گل شده هر جا گل بی خاری بود
گر نبندم ز جهان چشم تماشا چکنم ۸
کنج تنهائیم از گور درش بسته ترست
عزلتم گر ندهد شهرت عنقا چکنم ۹
سر و برگ جدلم نیست چو با خلق کلیم
نکنم گر ببد و نیک مدارا چکنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - بسکه از بار غم دهر گرانبار شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.