هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق، بیقراری، و احساس بیکسی و بیپناهی سخن میگوید. او از تب عشق، بیگانگی و آشنایی، و از دست دادن خود در راه معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۲۹ - بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
در هوایت خانه دشمن بود چون مجمرم ۱
شمع اگر پروانه اش من باشم از دلبستگی
رشته های خویش بندد حله بر بال و پرم ۲
در وجود باطل من نیست یک جو منفعت
مو بمویم خط بطلانی بود بر پیکرم ۳
این تب عشقست نی آتش که بنشیند زآب
من اگر بهتر شوم تب دار ماند بر سرم ۴
تیغ موج من بخون جام من لب تشنه است
سنگ در دامن حباب آمد بچنگ ساغرم ۵
آشنائی از ره بیگانگی چسبانترست
بسکه کم رفتم بدرها روشناس هر درم ۶
بیقراران آشنای جانی یکدیگرند
هر کجا بینم جرس را می طپد دل در برم ۷
نگذرد بر من کسی کزوی نبینم خوارئی
خار بیزد بر سرم گر بگذرد آب از سرم ۸
از سر و سامان چو مهر کیسه برخیزم کلیم
تا نپنداری که همچون سکه در بند زرم ۹
در هوایت خانه دشمن بود چون مجمرم ۱
شمع اگر پروانه اش من باشم از دلبستگی
رشته های خویش بندد حله بر بال و پرم ۲
در وجود باطل من نیست یک جو منفعت
مو بمویم خط بطلانی بود بر پیکرم ۳
این تب عشقست نی آتش که بنشیند زآب
من اگر بهتر شوم تب دار ماند بر سرم ۴
تیغ موج من بخون جام من لب تشنه است
سنگ در دامن حباب آمد بچنگ ساغرم ۵
آشنائی از ره بیگانگی چسبانترست
بسکه کم رفتم بدرها روشناس هر درم ۶
بیقراران آشنای جانی یکدیگرند
هر کجا بینم جرس را می طپد دل در برم ۷
نگذرد بر من کسی کزوی نبینم خوارئی
خار بیزد بر سرم گر بگذرد آب از سرم ۸
از سر و سامان چو مهر کیسه برخیزم کلیم
تا نپنداری که همچون سکه در بند زرم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۸ - بدور خویش ز مینا حصار می خواهم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۰ - آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.