هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه فراوان، احساس ناامیدی و تنهایی خود سخن میگوید. او از شکستهای عاطفی، ناکامیها و زشتی درونی خود رنج میبرد و احساس میکند که در زندگی به جای گل، مانند خاری بیارزش شده است. همچنین، او از بیدار شدن از خواب غفلت و آگاهی یافتن به حقایق تلخ زندگی میگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و خودآگاهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۴۳۲ - بسکه از بار غم دهر گرانبار شدم
بسکه از بار غم دهر گرانبار شدم
همه رو سجده کنان تا در خمار شدم ۱
شیشه پیچ دل از مستی من خود نشکست
من باین دل شکنان از چه گرفتار شدم ۲
خرم از ابر بهاری نشدم طالع بین
که درین باغ چو خار سر دیوار شدم ۳
خواهم آئینه دگر روی بمن ننماند
بسکه از زشتی خود بر دل خود تار شدم ۴
تا کی ایدل زغم تنگدهانان زاری
من بتنگ آمدم از وضع تو بیزار شدم ۵
بعد عمریکه بخواب من بیدل آمد
گریه آبی برخم ریخت که بیدار شدم ۶
رفتم از هوش مکن مستم ازین بیش کلیم
چشم بردار از آن چشم که از کار شدم ۷
همه رو سجده کنان تا در خمار شدم ۱
شیشه پیچ دل از مستی من خود نشکست
من باین دل شکنان از چه گرفتار شدم ۲
خرم از ابر بهاری نشدم طالع بین
که درین باغ چو خار سر دیوار شدم ۳
خواهم آئینه دگر روی بمن ننماند
بسکه از زشتی خود بر دل خود تار شدم ۴
تا کی ایدل زغم تنگدهانان زاری
من بتنگ آمدم از وضع تو بیزار شدم ۵
بعد عمریکه بخواب من بیدل آمد
گریه آبی برخم ریخت که بیدار شدم ۶
رفتم از هوش مکن مستم ازین بیش کلیم
چشم بردار از آن چشم که از کار شدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۱ - دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۳ - آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.