هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رویاها و تجربیات خود سخن می‌گوید، از عشق و زیبایی معشوق، از حیرت و طوفان زندگی، و از نگاه عمیق خود به جهان. او از توبه و پشیمانی نیز یاد می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که گاهی چیزهایی که دشوار به نظر می‌رسند، در واقع آسان هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۳۹ - دوش در خواب چو آن طره پیچان دیدم

دوش در خواب چو آن طره پیچان دیدم
صبح در بستر خود سنبل و ریحان دیدم ۱

از هواداری آنزلف چنانم که اگر
برد خواب اجلم خواب پریشان دیدم ۲

ایخوش آندم که زحیرت نزنم دیده بهم
تا زدم چشم بهم آفت طوفان دیدم ۳

آنچه از لشکر تاتار ندیدست کسی
من زیک تار از آن زلف پریشان دیدم ۴

گرد راه طلبم سرمه بینائی شد
چمنی در دل هر خار مغیلان دیدم ۵

از سر صدق چو دستار بگردش گشتم
گر سری خالی از اندیشه سامان دیدم ۶

هر که ز ابنای جهان است بمن حق دارد
زانکه از چین جبین همه سوهان دیدم ۷

دارد ار منفتعی صحبت این چرخ چرا
خضر را معتقد سیر بیابان دیدم ۸

راست گویند بود توبه پشیمان بودن
هر کرا دیدم، از توبه پشیمان دیدم ۹

دهر بر عکس توقع چو کند کار کلیم
هر چه دشوار شمردم بخود آسان دیدم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۸ - تا زخواب مستی غفلت سری برداشتم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰ - جنس کساد چار سوی ناروائیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.