هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری از وطن، عشق و آرزوهایش سخن میگوید. او از دردها و رنجهایش مینالد و از صبر و دلبستگیهایش به معشوق یاد میکند. همچنین، از ناامیدی و پذیرش سرنوشت خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
غزل ۴۴۲ - منکه دور از وطنم عیش تمنا نکنم
منکه دور از وطنم عیش تمنا نکنم
بقفس تا نرسم بال و پری وا نکنم ۱
نتوان درد سر از گریه هر شمع کشید
بی سبب خوی بتاریکی شبها نکنم ۲
کو دماغی که به بیگانه کنم آمیزش
دیدن آینه را منکه تمنا نکنم ۳
دعوی صبر و دل و دین همه باطل باشد
گر دل گمشده در زلف تو پیدا نکنم ۴
تاب همچشمی پروانه نخواهم آورد
شمع را با قد رعنای تو همتا نکنم ۵
منصب یمن قدم همچو بهارم ندهند
دشت را سبز گر از آبله پا نکنم ۶
چون سر شیشه می بسته دهان آمده ام
سر حرفی که ازو خون نچکد وا نکنم ۷
عادتم تا نشود شکوه ارباب کرم
سایه از ابر باین بخت تمنا نکنم ۸
رتبه هستی حلاج مرا منظور است
پنبه را بیهده تاج سر مینا نکنم ۹
ای که گفتی که مکن عربده زین بیش کلیم
مستم از گردش آنچشم مکن تا نکنم ۱۰
بقفس تا نرسم بال و پری وا نکنم ۱
نتوان درد سر از گریه هر شمع کشید
بی سبب خوی بتاریکی شبها نکنم ۲
کو دماغی که به بیگانه کنم آمیزش
دیدن آینه را منکه تمنا نکنم ۳
دعوی صبر و دل و دین همه باطل باشد
گر دل گمشده در زلف تو پیدا نکنم ۴
تاب همچشمی پروانه نخواهم آورد
شمع را با قد رعنای تو همتا نکنم ۵
منصب یمن قدم همچو بهارم ندهند
دشت را سبز گر از آبله پا نکنم ۶
چون سر شیشه می بسته دهان آمده ام
سر حرفی که ازو خون نچکد وا نکنم ۷
عادتم تا نشود شکوه ارباب کرم
سایه از ابر باین بخت تمنا نکنم ۸
رتبه هستی حلاج مرا منظور است
پنبه را بیهده تاج سر مینا نکنم ۹
ای که گفتی که مکن عربده زین بیش کلیم
مستم از گردش آنچشم مکن تا نکنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۱ - شکوه درد ترا کی پیش درمان می کنیم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳ - زحرف شکوه ایام لب چنان بستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.