هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیمی مانند محرومیت، عبادت، خدمت بی‌مزد، بخشش، خاکساری، و حیرت سخن می‌گوید. شاعر از تجربیات خود در مسیر زندگی و رنج‌هایش می‌گوید و به مفاهیم عرفانی و اخلاقی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از واژه‌ها و مضامین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۴۷۴ - از در محرومی استمداد همت کرده ایم

از در محرومی استمداد همت کرده ایم
آرزوها را تمام از سینه رخصت کرده ایم ۱

کیست تا مارا بدست کم تواند برگرفت
بر سر یکپای پیش خم عبادت کرده ایم ۲

این زمان بی بوسه از ساقی نمی گیرم جا
زانکه در میخانه ها بیمزد خدمت کرده ایم ۳

نقد جان از ساقی و رخت سرا از میفروش
در حیات خویشتن میراث قسمت کرده ایم ۴

گر همه رخصت بود مستان که ننگ همتست
بارها این پند را در کار فطرت کرده ایم ۵

در ره سنگ ملامت فرش چون خاک رهیم
سرگرانی را ببالین سلامت کرده ایم ۶

خاکساری نقش ما تعلیم می گیرد ز ما
در فن خود گرچه بیقدریم شهرت کرده ایم ۷

سخت بیقدرست شاید قسمتی پیدا کند
خون خود را وقف بر خاک مزلت کرده ایم ۸

پیش پا دیدن نمی آید دگر از ما، چو شمع
بسکه بر سر و قد او مشق حیرت کرده ایم ۹

بر سر جنگ است با ما بی سبب دایم کلیم
گرچه صلح کل بهفتاد و دو ملت کرده ایم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۳ - خوش آن غیرت که بیخود جانب دلدار می رفتم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۵ - باین دماغ که از سایه اجتناب کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.