هوش مصنوعی: این شعر از رنج‌ها و سختی‌های زندگی سخن می‌گوید، از تحمل ستم روزگار، از دست دادن گرمی و عشق، و رویارویی با درد و غم. شاعر از تجربیات تلخ خود می‌گوید، اما در عین حال، نشان‌دهنده مقاومت و صبر در برابر این مصائب است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستم روزگار و غم نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.

غزل ۴۸۱ - کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم

کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم
خود را اگر بخاک برابر گرفته ایم ۱

گرمی ز جزوناری ما برطرف شدست
از بسکه حرف سرد بتن بر گرفته ایم ۲

پر را بشکل خنجر صیاد دیده ایم
سر را ز شوق آن بته پر گرفته ایم ۳

دریا بما رسیده اگر از می مراد
همچون صدف زآبله ساغر گرفته ایم ۴

هرگز نگشته دود شکایت زما بلند
گر همچو شعله ز آتش غم در گرفته ایم ۵

دندان که در غم تو نهادیم بر جگر
گوئی ز پنبه روزن مجمر گرفته ایم ۶

بگذر ز کام تا بکنار تو جا کند
این بند را ز رشته گوهر گرفته ایم ۷

تا رفته ایم در پس زانوی غم کلیم
جا در پناه سد سکندر گرفته ایم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۰ - در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۲ - ز کلک مرحمت دوست تیره ایامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.