هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای زندگی خود میگوید، از ناامیدی و تنهایی شکایت دارد، اما در عین حال به امید و تلاش اشاره میکند. او از عشق و مستی نیز سخن میگوید و در نهایت به صبر و بردباری در برابر مشکلات زندگی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، تنهایی و مستی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۴۸۹ - ریخت ناخن بسکه خار یأس از پا می کشم
ریخت ناخن بسکه خار یأس از پا می کشم
بر در دل می نشینم پا ز درها می کشم ۱
ساعدم از زیر بار آستین بیرون نرفت
چون نگویم دست همت را زدنیا می کشم ۲
شحنه را بر من گرفتی، محتسب را دست نیست
شیشه در بارم نباشد گرچه صهبا می کشم ۳
دور من چون می رسد ساقی دو ساغر ده مرا
می بیاد آندو چشم مست شهلا می کشم ۴
حلقه ای در گوش بخت افکنده آنچشم سیاه
کز نگاهش سرمه در چشم تماشا می کشم ۵
می رسد مستی بسرحدی که نشناسم ترا
جام سرشار تغافل سخت تنها می کشم ۶
سنگ در دیوارها از شوخی طفلان نماند
شهر اگر ویران شود خود را بصحرا می کشم ۷
ناخدای کشتی می می توانم شد کلیم
بردبارم همچو کشتی گرچه دریا می کشم ۸
بر در دل می نشینم پا ز درها می کشم ۱
ساعدم از زیر بار آستین بیرون نرفت
چون نگویم دست همت را زدنیا می کشم ۲
شحنه را بر من گرفتی، محتسب را دست نیست
شیشه در بارم نباشد گرچه صهبا می کشم ۳
دور من چون می رسد ساقی دو ساغر ده مرا
می بیاد آندو چشم مست شهلا می کشم ۴
حلقه ای در گوش بخت افکنده آنچشم سیاه
کز نگاهش سرمه در چشم تماشا می کشم ۵
می رسد مستی بسرحدی که نشناسم ترا
جام سرشار تغافل سخت تنها می کشم ۶
سنگ در دیوارها از شوخی طفلان نماند
شهر اگر ویران شود خود را بصحرا می کشم ۷
ناخدای کشتی می می توانم شد کلیم
بردبارم همچو کشتی گرچه دریا می کشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۸ - گوهر تاجم که در دست گدا افتاده ام
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰ - باده کو تا موج سان رقص از همه اعضا کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.