هوش مصنوعی: این متن شعری است که از احساسات عمیق و عرفانی شاعر سخن می‌گوید. شاعر از دردها و رنج‌های زندگی خود می‌گوید، از اشک‌ها و ناله‌هایش، و از تلاش برای رهایی از قید و بندهای دنیوی. او به دنبال معنای عمیق‌تری در زندگی است و آرزو می‌کند تا از محدودیت‌ها رها شود و به آزادی برسد.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و اشک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۹۰ - باده کو تا موج سان رقص از همه اعضا کنم

باده کو تا موج سان رقص از همه اعضا کنم
چون حباب از فرق دستار یقین را وا کنم ۱

خار بی گل، دود بی آتش بمن قسمت رسد
خواه گلشن خواه گلخن هر کجا مأوا کنم ۲

پای سیرم نیست اما سیل اشکم داده اند
می توانم خانه را بر خویشتن صحرا کنم ۳

اشک می ریزم زخون هر گاه شوق از حد رود
چون شود بدمست مهمان آب در مینا کنم ۴

صورت دیبا ز خواب عافیت بیدار شد
عیش را از ناله تا کی تلخ بر دنیا کنم ۵

منکه کاغذ از قلم نشناسم از آشفتگی
می رود قاصد چه بنویسم چه حرف انشا کنم ۶

از نسیمی کمترم در گلستان روزگار
این نشد کز تو گلی بند قبائی وا کنم ۷

خاکبیزی می کنم از دور چون بستم ترا
دست و پائی را که گم کردم مگر پیدا کنم ۸

پایم از بند تعصب گر برون آید کلیم
دست دل گیرم بدست و سیر مشربها کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۹ - ریخت ناخن بسکه خار یأس از پا می کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۱ - خاک نشینی است سلیمانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.