هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس غربت، جدایی از یاران، و افتادن از جایگاه بلند به وضعیتی پست و ناامیدکننده سخن میگوید. او از سرنوشت خود شکایت دارد و احساس میکند که مانند گوهری بیقیمت در دست گدا افتاده است. با وجود ارزش درونی، از جامعه و شرایط دور افتاده و در غم و غربت به سر میبرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸۸ - گوهر تاجم که در دست گدا افتاده ام
گوهر تاجم که در دست گدا افتاده ام
سیر طالع بین کجا بودم کجا افتاده ام ۱
وه چه بودی گر زبام آسمان افتادمی
اینچنین کز صحبت یاران جدا افتاده ام ۲
صبح من شام غریبان است از شامم مپرس
تا بکام غم درین غربت سرا افتاده ام ۳
با سپند سوخته گوئی که از یک مزرعیم
یکقلم از دیده نشو و نما افتاده ام ۴
نقش پا برخواستم دارد بامداد نسیم
من سر شکم برنخیزم هر کجا افتاده ام ۵
با وجود سرکشی چون گردبادم خاکسار
شعله ام از عجز در پای گیا افتاده ام ۶
گوهر شب تابم و از شمع بیقیمت ترم
لیک ازین شادم که باری بی بها افتاده ام ۷
هرگزم در سر هوای دانه کامی نبود
من ندانم از چه در دام بلا افتاده ام ۸
من یکی آئینه گیتی نما بودم کلیم
روی غم از بسکه دیدم از جلا افتاده ام ۹
سیر طالع بین کجا بودم کجا افتاده ام ۱
وه چه بودی گر زبام آسمان افتادمی
اینچنین کز صحبت یاران جدا افتاده ام ۲
صبح من شام غریبان است از شامم مپرس
تا بکام غم درین غربت سرا افتاده ام ۳
با سپند سوخته گوئی که از یک مزرعیم
یکقلم از دیده نشو و نما افتاده ام ۴
نقش پا برخواستم دارد بامداد نسیم
من سر شکم برنخیزم هر کجا افتاده ام ۵
با وجود سرکشی چون گردبادم خاکسار
شعله ام از عجز در پای گیا افتاده ام ۶
گوهر شب تابم و از شمع بیقیمت ترم
لیک ازین شادم که باری بی بها افتاده ام ۷
هرگزم در سر هوای دانه کامی نبود
من ندانم از چه در دام بلا افتاده ام ۸
من یکی آئینه گیتی نما بودم کلیم
روی غم از بسکه دیدم از جلا افتاده ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۷ - تمام دردم و روی دوا نمی بینم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۹ - ریخت ناخن بسکه خار یأس از پا می کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.