هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند ناپایداری زندگی، انتقاد از رفتارهای نادرست انسان، و درخواست آرامش پیش از مرگ میپردازد. شاعر از نافرمانی انسان در برابر سرنوشت و تأخیر در انجام کارهای ضروری شکایت میکند و به دنبال راهحلی برای کاهش رنجهای زندگی است. همچنین، اشارهای به عزلت و تنهایی دارد و در نهایت، گمشدگی و یافتن آرامش در عشق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقاد از رفتارهای اجتماعی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۹۲ - ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می کنیم
ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می کنیم
شکوه از بد گردی افلاک بیجا می کنیم ۱
چون بکوی خاکساری سرکشی از سر نهیم
تا هوای خشت بالین را ز سر وا می کنیم ۲
ما خس سیلاب سودائیم و در سیر سلوک
گر بدریا می رویم، ار جا بصحرا می کنیم ۳
ترک و تجریدی که ما داریم بی اجرست، حیف
چون زرشک اهل دنیا ترک دنیا می کنیم ۴
کار فردا را زما امروز می خواهند و ما
هر چه را امروز باید کرد فردا می کنیم ۵
چاره کم کن تا جفای دهر هم کمتر شود
افکند صد عقده در کار ار یکی وا می کنیم ۶
بسکه هر جا شکوه افلاک و انجم کرده ایم
شرمساری می کشیم، ار سر ببالا می کنیم ۷
گر بکنج عزلت از تنهائیم گیرد ملال
ما و عنقا هر دو در یک آشیان جا می کنیم ۸
خواه صبر و خواه دل هر چیز گم شد از کلیم
جمله را در کوچه زلف تو پیدا می کنیم ۹
شکوه از بد گردی افلاک بیجا می کنیم ۱
چون بکوی خاکساری سرکشی از سر نهیم
تا هوای خشت بالین را ز سر وا می کنیم ۲
ما خس سیلاب سودائیم و در سیر سلوک
گر بدریا می رویم، ار جا بصحرا می کنیم ۳
ترک و تجریدی که ما داریم بی اجرست، حیف
چون زرشک اهل دنیا ترک دنیا می کنیم ۴
کار فردا را زما امروز می خواهند و ما
هر چه را امروز باید کرد فردا می کنیم ۵
چاره کم کن تا جفای دهر هم کمتر شود
افکند صد عقده در کار ار یکی وا می کنیم ۶
بسکه هر جا شکوه افلاک و انجم کرده ایم
شرمساری می کشیم، ار سر ببالا می کنیم ۷
گر بکنج عزلت از تنهائیم گیرد ملال
ما و عنقا هر دو در یک آشیان جا می کنیم ۸
خواه صبر و خواه دل هر چیز گم شد از کلیم
جمله را در کوچه زلف تو پیدا می کنیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۱ - خاک نشینی است سلیمانیم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۳ - هرگز آشفته ز بد گردی دوران نشدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.