هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناملایمات زندگی و بیاعتنایی به خوب و بد روزگار سخن میگوید. او با وجود تمام سختیها، هرگز پشیمان نشده و به ارزشهای خود پایبند مانده است. همچنین، از غفلت و بیتوجهی اطرافیان شکایت دارد و تأکید میکند که در برابر دشمنیها ثابتقدم بوده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به رنج و دشواریهای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۹۳ - هرگز آشفته ز بد گردی دوران نشدم
هرگز آشفته ز بد گردی دوران نشدم
داد خاکم همه بر باد و پریشان نشدم ۱
آه ازین غفلت سرشار که چون ساغر پر
جان بلب آمد و از گریه پشیمان نشدم ۲
طالعی خصم شکن در همه میدان دارم
وین هنر بین که بکس دست و گریبان نشدم ۳
چون لب زخم دلم خنده بی گریه نکرد
گل گل از عشق شکفتم من و شادان نشدم ۴
بسکه با نیک و بد خلق ندارم کاری
منکر و معتقد گبر و مسلمان نشدم ۵
گل نقش و قدمم در چمن بیقدری
لایق گوشه دستار عزیزان نشدم ۶
در ره دشمنی خویش چه ثابت قدمم
خاری از پا نکشیدم که پشیمان نشدم ۷
گل روی سبد گلشن پژمردگیم
ابر از گریه بتنگ آمد و خندان نشدم ۸
تا ندادم سر خود در ره آنشوخ کلیم
همسر طایفه بیسر و سامان نشدم ۹
داد خاکم همه بر باد و پریشان نشدم ۱
آه ازین غفلت سرشار که چون ساغر پر
جان بلب آمد و از گریه پشیمان نشدم ۲
طالعی خصم شکن در همه میدان دارم
وین هنر بین که بکس دست و گریبان نشدم ۳
چون لب زخم دلم خنده بی گریه نکرد
گل گل از عشق شکفتم من و شادان نشدم ۴
بسکه با نیک و بد خلق ندارم کاری
منکر و معتقد گبر و مسلمان نشدم ۵
گل نقش و قدمم در چمن بیقدری
لایق گوشه دستار عزیزان نشدم ۶
در ره دشمنی خویش چه ثابت قدمم
خاری از پا نکشیدم که پشیمان نشدم ۷
گل روی سبد گلشن پژمردگیم
ابر از گریه بتنگ آمد و خندان نشدم ۸
تا ندادم سر خود در ره آنشوخ کلیم
همسر طایفه بیسر و سامان نشدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۲ - ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می کنیم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۴ - تا نفرسود است پا، بیراهه پیما می شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.