هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، تسلیم، رنج عاشق، و نیاز سخن می‌گوید. شاعر از دردها و رازهای نهفته در دل عاشق می‌گوید و به مفاهیمی مانند «اناالحق» و عشق الهی اشاره می‌کند. همچنین، از اشک، حسرت، و ناله‌های عاشقانه نیز در این شعر استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی مانند «اناالحق» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۱۹ - بیغما برد دین و دل که دست انداز نازست این

بیغما برد دین و دل که دست انداز نازست این
نهادم سر بکف منهم که تسلیم نیازست این ۱

غم جانسوز عاشق از نهفتن فاش می گردد
زخویش آتش برآوردم گل اخفای رازست این ۲

گیاه و برق را با هم چه آمیزش، سرت گردم
بمن آمیختی آخر نشان احترازست این ۳

بلا پرورده ای باید که دارش در بغل گیرد
اناالحق گفت اگر منصور لاف امتیازست این ۴

باین بی برگ و سامانی چو دولاب کهن دایم
سراپا زاری و اشکم چه سامان نیازست این ۵

نهال حسرت ما هم بهاری می کند آخر
نمود از استخوان مغزم گل سوز و گدازست این ۶

مبادا سرکشد جائیکه نتوانیش باز آری
گذشت از کشور دلها چه مژگان درازست این ۷

چه سود از اشکریزی سر بزانوی غم ار ننهی
ندارد اجر چندانی وضوی بینمازست این ۸

کلیم از هند اگر دستان رفتن می زند، ایدل
نسازی خارج آهنگش که آهنگ حجازست این ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۸ - اگر مرد رهی نعلین خار سعی در پا کن
گوهر بعدی:غزل ۵۲۰ - تا چند همچو سوفار خندان بخون نشستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.