هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از درد عشق، حسرت، و ناکامیهای خود سخن میگوید. او از زلف یار، تیرهای نگاه معشوق، و رنجهای عشق یاد میکند و احساس تنهایی و بیپناهی خود را بیان میدارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند ایمان، حسابگری، و ارزشهای اخلاقی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت، ناکامی، و تنهایی نیاز به درک بالاتری از عواطف انسانی دارند.
غزل ۵۵۱ - آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
زلف آشفته بپایش چو نگار افتاده ۱
حسرت ناوک او می کشدم این چه بلاست
که اگر تیر خطا گشته شکار افتاده ۲
همرهان دشمن و من بیکس و رهزن در پی
دستم از کار فرو مانده و باز افتاده ۳
نامه کاغذ آتش زده را می ماند
جابجا اشک چو افشان شرار افتاده ۴
حسن در کسوت یکرنگی عشق ار نبود
گل بخون لاله در آتش بچکار افتاده ۵
بحساب زر خود می کند ایمان تازه
خواجه آندم که نفسها بشمار افتاده ۶
کشته عشق شو ایدل که زخس خوارترست
هر که زین بحر سلامت بکنار افتاده ۷
نیست در محفل این تیره دلان راه چراغ
کار پروانه بسرهای هزار افتاده ۸
قیمت و قدر کلیم ای بت رعنا بشناس
سرو بی فاخته از چشم بهار افتاده ۹
زلف آشفته بپایش چو نگار افتاده ۱
حسرت ناوک او می کشدم این چه بلاست
که اگر تیر خطا گشته شکار افتاده ۲
همرهان دشمن و من بیکس و رهزن در پی
دستم از کار فرو مانده و باز افتاده ۳
نامه کاغذ آتش زده را می ماند
جابجا اشک چو افشان شرار افتاده ۴
حسن در کسوت یکرنگی عشق ار نبود
گل بخون لاله در آتش بچکار افتاده ۵
بحساب زر خود می کند ایمان تازه
خواجه آندم که نفسها بشمار افتاده ۶
کشته عشق شو ایدل که زخس خوارترست
هر که زین بحر سلامت بکنار افتاده ۷
نیست در محفل این تیره دلان راه چراغ
کار پروانه بسرهای هزار افتاده ۸
قیمت و قدر کلیم ای بت رعنا بشناس
سرو بی فاخته از چشم بهار افتاده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۰ - اشکم ز دل چو شعله فروزان برآمده
گوهر بعدی:غزل ۵۵۲ - بر نازک میانت شیشه ساعت کمر بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.