هوش مصنوعی: این متن به موضوع جهل مرکب و خودبزرگ‌بینی افراد نادان می‌پردازد. شاعر از افرادی انتقاد می‌کند که بدون داشتن صلاحیت، خود را بالاتر از دیگران می‌پندارند و از کمک به نیازمندان خودداری می‌کنند. همچنین، به بی‌عدالتی‌های اجتماعی و فقدان مروت در جامعه اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۵۵۹ - رواج جهل مرکب رسیده است بجائی

رواج جهل مرکب رسیده است بجائی
که کرده هر مگسی خویشرا خیال همائی ۱

ز طور مرتبه موسوی فرود نیاید
بدست کور گر افتد درین زمانه عصائی ۲

ز رغم مائده عیسوی بخویش ببالد
اگر چه کاسه خالی بود بدست گدائی ۳

زند ز نغمه داود طعنه صوت صدایش
زمانه بر گلوی هر خری که بست درائی ۴

ز خاک بیمدد دستگیر هر که نخیزد
زند بافسر خورشید نخوتش سرپائی ۵

نیاز و عجز گدایانه می خرند و ندارند
مروتی که گدائی از آن رسد بنوائی ۶

ز دانه خرمن اهل غرور مایه ندارد
رود بغارت اگر برخورد بکاهربائی ۷

تمام در شب تاریک جهل، یوسف وقتند
سری بر آور ای شمع امتیاز کجائی ۸

همه ببانگ سگ نفس می روند بمنزل
عجب تر اینکه به از خضر جسته راهنمائی ۹

کلیم خاطر روشن زغم چه عکس پذیرد
بر آینه تیرگی است زنگ زدائی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۸ - هر دم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
گوهر بعدی:غزل ۵۶۰ - دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.