هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و اخلاقی است که بر موضوعاتی مانند قناعت، خودشناسی، تواضع، و دوری از تعلقات دنیوی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دلبستگیهای مادی بگذرد، به خودشناسی برسد، و با قناعت و استغنا زندگی کند. همچنین، به اهمیت هنر، دوستیهای راستین، و پرهیز از نفاق اشاره میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۶۸ - چنان دل کند، می باید ازین تنگ آشیان باشی
چنان دل کند، می باید ازین تنگ آشیان باشی
که خود را در قفس دانی اگر در گلستان باشی ۱
دلا زین همرهان کارت بجائی می رسد آخر
که منت دار از همراهی ریگ روان باشی ۲
بترک مقصد ار ممنون خود باشی از آن بهتر
که بهر کامیابی شرمسار آسمان باشی ۳
قباحت فهم باش و دعوی علم فلاطون کن
به است او عیب دیدن گر تو خود را عیب دان باشی ۴
اگر در خاکساری کاملی، در صدر جا داری
چو نقش پا اگر چه خانه زاد آستان باشی ۵
جهان را می توان تسخیر کرد از تیغ استغنا
گلستان سربسر از تست گر بی آشیان باشی ۶
بدل صد آرزو داری، بدوران سازگاری کن
چو گلچینی همان به کاشنای باغبان باشی ۷
هنر دربار اگر داری مترس از کم خریداری
کسادی را بخود خوش کن بقیمت چون گران باشی ۸
بفتوای قناعت روزه همت شود باطل
زقوت کامی ار انگشت حسرت در دهان باشی ۹
نفاق دوستداران بین، که کس گر دشمن خود را
دعای بد کند، گوید بکام دوستان باشی ۱۰
کلیم آمد بهار از باده ات سرخوش چنان خواهم
که در صحن چمن افتاده چون برگ خزان باشی ۱۱
که خود را در قفس دانی اگر در گلستان باشی ۱
دلا زین همرهان کارت بجائی می رسد آخر
که منت دار از همراهی ریگ روان باشی ۲
بترک مقصد ار ممنون خود باشی از آن بهتر
که بهر کامیابی شرمسار آسمان باشی ۳
قباحت فهم باش و دعوی علم فلاطون کن
به است او عیب دیدن گر تو خود را عیب دان باشی ۴
اگر در خاکساری کاملی، در صدر جا داری
چو نقش پا اگر چه خانه زاد آستان باشی ۵
جهان را می توان تسخیر کرد از تیغ استغنا
گلستان سربسر از تست گر بی آشیان باشی ۶
بدل صد آرزو داری، بدوران سازگاری کن
چو گلچینی همان به کاشنای باغبان باشی ۷
هنر دربار اگر داری مترس از کم خریداری
کسادی را بخود خوش کن بقیمت چون گران باشی ۸
بفتوای قناعت روزه همت شود باطل
زقوت کامی ار انگشت حسرت در دهان باشی ۹
نفاق دوستداران بین، که کس گر دشمن خود را
دعای بد کند، گوید بکام دوستان باشی ۱۰
کلیم آمد بهار از باده ات سرخوش چنان خواهم
که در صحن چمن افتاده چون برگ خزان باشی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۷ - یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۹ - زتیغ تو بر دل در آشنائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.