هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و بی‌قید و شرط شاعر به معشوق است. شاعر خود را همچون فرهاد و کوه بیستون در راه عشق پایدار می‌داند و از مستی وحدت و عشق سخن می‌گوید. جهان را مظهر معشوق و خود را بخشی از این جهان می‌بیند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

شماره ۳۷۲ - من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم

من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
در هوای مهر رویت ذره سان شیداستم ۱

جان شیرین گر ز دستم میرود فرهادوار
همچو کوه بیستون در عشق پا برجاستم ۲

در ره عشاق گشتم بانوااز وصل دوست
ای مخالف کج مبین زیرا براه راستم ۳

من رضا دارم اگر خواهی جفا کن یا وفا
در طریق عشق تو من عاشق بیخواستم ۴

از می وحدت حریفان مست و لایعقل شدند
تا برندی در مقام عشق بزم آراستم ۵

مظهر او گشت جانم مظهر ما شد جهان
او بما ظاهر شد و من در جهان پیداستم ۶

مائی ما ای اسیری بود موج بحر عشق
موج ماشد غرق دریا این زمان دریاستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۱ - تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۳ - ما در طریق عشق تو جانباز بوده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.