هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از حافظ، عشق و فقر را به عنوان راه نجات و رسیدن به حقیقت توصیف می‌کند. شاعر از زهد و ریاکاری دوری می‌جوید و رندی و عشق را برتر از عقل و دین متعارف می‌داند. او بر تواضع و مهر تأکید دارد و کبر و دشمنی را نادرست می‌شمرد. همچنین، شعر به زیبایی‌های عشق الهی و نیاز به تسلیم در برابر آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص ادبیات صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رندی و نقد زهد ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.

شماره ۴۱۹ - کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین

کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
من رند مطلقم نه مقید بآن و این ۱

برخیز زاهدا ز سر زهد و نام و ننگ
رندانه رو بمیکده با عاشقان نشین ۲

خواهی که سرفراز و عزیز جهان شوی
برآستان فقر بنه روی برزمین ۳

زادالمسافرین چه بود عجز و نیستی
ما را براه عشق ندادند غیر ازین ۴

مهر و تواضع است مرا مذهب و طریق
در دین ما چو کفر حقیقی است کبر و کین ۵

ای دل چو چشم عقل نه بیند لقای دوست
از عشق دیده وام نما حسن یاربین ۶

گر وصل دوست میطلبی بدگمان مباش
شو خاک راه اهل خدا از سر یقین ۷

شوخ است و فتنه جوی و ستمکار و بیوفا
در دلبری کجاست دگر یار همچنین ۸

ما در سماع شوق جمالش اسیریا
برملک هر دو کون فشاندیم آستین ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - عاشقیم و رند و بی نام و نشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.