خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک است که به موضوع وحدت وجود، عشق الهی، و رابطه بین خالق و مخلوق میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند ظهور صفات الهی در مظاهر مختلف، قدرت عشق، و سفر روحانی از عالم عدم به وجود سخن گفته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به دانش و تجربه کافی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۴۲ - ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
دوصد موج حدوث آمد ز دریای قدم بیرون ۱
رخت آئینه می جستی که بیند حسن خود کلی
ازآن از مخزن حرمت دل آمد محترم بیرون ۲
زهی قدرت که انفاس لب جان پرورت دارد
که گلهای وجود آورد از باغ عدم بیرون ۳
بحکمت از درون خانه نابود لطف تو
دو عالم با لباس بود آرد دم بدم بیرون ۴
هوای روی جان افروز و سودای سرزلفت
رود عمر و نخواهد رفت هرگز از سرم بیرون ۵
سپاه عقل می جوید امان برجان که بگریزد
چو شاه عشق می آرد بملک دل علم بیرون ۶
صفات و ذات را هر دم بود یک مظهر جامع
گهی اندر عرب ظاهر گه آید از عجم بیرون ۷
کسی کو نوربخش آمد همو شد مظهر ذاتت
که اوصاف کمال او بود از کیف و کم بیرون ۸
اسیری دل نثار آورد جان دید از تعجب گفت
عجب دریست این کامد ز دریای کرم بیرون ۹
دوصد موج حدوث آمد ز دریای قدم بیرون ۱
رخت آئینه می جستی که بیند حسن خود کلی
ازآن از مخزن حرمت دل آمد محترم بیرون ۲
زهی قدرت که انفاس لب جان پرورت دارد
که گلهای وجود آورد از باغ عدم بیرون ۳
بحکمت از درون خانه نابود لطف تو
دو عالم با لباس بود آرد دم بدم بیرون ۴
هوای روی جان افروز و سودای سرزلفت
رود عمر و نخواهد رفت هرگز از سرم بیرون ۵
سپاه عقل می جوید امان برجان که بگریزد
چو شاه عشق می آرد بملک دل علم بیرون ۶
صفات و ذات را هر دم بود یک مظهر جامع
گهی اندر عرب ظاهر گه آید از عجم بیرون ۷
کسی کو نوربخش آمد همو شد مظهر ذاتت
که اوصاف کمال او بود از کیف و کم بیرون ۸
اسیری دل نثار آورد جان دید از تعجب گفت
عجب دریست این کامد ز دریای کرم بیرون ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۱ - در خمار هجر تا کی جان من
گوهر بعدی:شماره ۴۴۳ - آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.