هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی از یافتن یار و همدرد است. شاعر از گذر عمر بدون یافتن عشق واقعی میگوید و از تنهایی و بیپاسخ ماندن درد دلهایش شکایت دارد. او همچنین از بیوفایی دنیا و نبود بازاری برای عرضه عشق و دردش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات تنهایی و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای درک و پردازش دارد.
شماره ۴۱ - عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
چشم یاری داشت از یاران ولی یاری نیافت ۱
ای دل از کویش ببر سرمایه درد و نیاز
کین متاع کاسد اینجا هیچ بازاری نیافت ۲
تا صبا زلفش برای صید دلها باز کرد
آن کمند فتنه را چون من گرفتاری نیافت ۳
سالها دل چون صبا طوف ریاض دهر کرد
در فضای او گلی گر یافت، بی خاری نیافت ۴
شاهی از یاران خود با کنج تنهایی بساخت
زانکه با هر کس غم دل گفت غمخواری نیافت ۵
چشم یاری داشت از یاران ولی یاری نیافت ۱
ای دل از کویش ببر سرمایه درد و نیاز
کین متاع کاسد اینجا هیچ بازاری نیافت ۲
تا صبا زلفش برای صید دلها باز کرد
آن کمند فتنه را چون من گرفتاری نیافت ۳
سالها دل چون صبا طوف ریاض دهر کرد
در فضای او گلی گر یافت، بی خاری نیافت ۴
شاهی از یاران خود با کنج تنهایی بساخت
زانکه با هر کس غم دل گفت غمخواری نیافت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ساقی، به غم تو عقل و جان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.