هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام میگوید. او از آرزوی مرگ در راه معشوق سخن میگوید و ترس از فراموشی را بیان میکند. در نهایت، امید به رهایی از غم و رسیدن به وصال دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و فراق ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۱ - خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
نوید عیش بدلهای دردناک برد ۱
به خاکپای تو مردن، رقیب را هوس است
روا مدار که این آرزو بخاک برد ۲
دلم بکوی تو دامن کشان رود، ترسم
که سوی خانه گریبان چاک چاک برد ۳
بنامه شرح جدایی کجا تواند داد
کسی که نام تو با خود به ترس و باک برد؟ ۴
به ششدرغمت این نیم جان که شاهی راست
امید هست که آید فراق و پاک برد ۵
نوید عیش بدلهای دردناک برد ۱
به خاکپای تو مردن، رقیب را هوس است
روا مدار که این آرزو بخاک برد ۲
دلم بکوی تو دامن کشان رود، ترسم
که سوی خانه گریبان چاک چاک برد ۳
بنامه شرح جدایی کجا تواند داد
کسی که نام تو با خود به ترس و باک برد؟ ۴
به ششدرغمت این نیم جان که شاهی راست
امید هست که آید فراق و پاک برد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.