هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر دل‌بستگی شدید شاعر به معشوق و رهایی از عقل در برابر عشق است. شاعر از رقیب می‌خواهد که او را از درگاه معشوق دور نکند و خود را همچون سگِ درِ معشوق می‌داند که وفادارانه در آن کوچه دویده است. همچنین، او از توبه کردن امتناع می‌ورزد و از خدا می‌خواهد که جفای رقیب را نپذیرد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.

شماره ۷۶ - بزنجیر زلفت دل ماست در بند

بزنجیر زلفت دل ماست در بند
ز سر رشته عقل بگسسته پیوند ۱

رقیبا، مران از در دوست ما را
که بینند سگ را بروی خداوند ۲

به توبه مکن دعوت ای شیخ ما را
که ما اول از عهد خوردیم سوگند ۳

شناسیم قدر سگان درش را
که ما هم در آن کو دویدیم یکچند ۴

رقیب ستمکاره بر جان شاهی
جفا می پسندد، خدایا تو مپسند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۵ - فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروند
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - پیکان غمزه را چو بتان آب میدهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.