هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از چشمان معشوق و رنجی که از عشق او میکشد، یاد میکند و به پنهانکاری و آشکار شدن احساساتش اشاره دارد. همچنین، از مقایسه معشوق با خورشید و خود به عنوان ذرهای در برابر او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۳۹ - مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
سری بر آستانت گشته اندر خاک در پنهان ۱
بروی لاله گون یکره به گلگشت چمن رفتی
ز شرم عارضت گل گشت تا سال دگر پنهان ۲
مرا چون آشکارا میرود خون دل از دیده
چه حاصل زانکه با چشم تو میبازم نظر پنهان ۳
نهانی خواستم پیش خیالت جان کشم، لیکن
چو عشق آوازه اندر داد کی ماند خبر پنهان؟ ۴
تو خورشیدی و شاهی ذره، چندین رو متاب از وی
که بیچاره هوادارست، اگر پیدا و گر پنهان ۵
سری بر آستانت گشته اندر خاک در پنهان ۱
بروی لاله گون یکره به گلگشت چمن رفتی
ز شرم عارضت گل گشت تا سال دگر پنهان ۲
مرا چون آشکارا میرود خون دل از دیده
چه حاصل زانکه با چشم تو میبازم نظر پنهان ۳
نهانی خواستم پیش خیالت جان کشم، لیکن
چو عشق آوازه اندر داد کی ماند خبر پنهان؟ ۴
تو خورشیدی و شاهی ذره، چندین رو متاب از وی
که بیچاره هوادارست، اگر پیدا و گر پنهان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - ما را غمی است از تو که گفتن نمیتوان
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.