هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید. او از نامهربانی معشوق، زیان‌های عشق، و دردهای روحی خود سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که از این شرایط خسته شده است. با وجود زیبایی‌های معشوق، رنج‌های عشق برای او غیرقابل تحمل شده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و رنج‌های روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳ - ایها العشاق از آن نامهربان بس شد مرا

ایها العشاق از آن نامهربان بس شد مرا
ورچه با جانست پیوندش ز جان بس شد مرا ۱

عارض چون یاسمین و طره چون سنبلش
گرید بیضا و ثعبانست از آن بس شد مرا ۲

گر به لعل درفشان سازد دوای درد دل
ترک دل گیرم ز لعل درفشان بس شد مرا ۳

گر زیان شد نقد عمرم بر سر بازار عشق
سود بینم چون ز سودای فلان بس شد مرا ۴

گر ز تاب آفتاب غم بسوزد جان من
گو بسوز او سایه ی سرو روان بس شد مرا ۵

در گلستان وصالش بلبلی بودم فصیح
خارم اندر پا شکست از گلستان بس شد مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲ - ای تو از حسن در جهان سمرا
گوهر بعدی:شماره ۴ - الا ای دل اگر خواهی تماشاگاه علوی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.