هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و هجران می‌گوید و از تأثیر زیبایی معشوق بر طبیعت و جان خود سخن می‌راند. او از آتش عشق، اشک‌های بی‌پایان، و امید به دیدار دوباره می‌نویسد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.

شماره ۱۴ - ای گشته از صفای رخت شرمسار آب

ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
از تشنگان لعل لبت وا مدار آب ۱

جانم میان آتش هجران بباد رفت
گر چه ز دیده هست مرا در کنار آب ۲

لعل تو آتشیست که چون شعله برکشد
بگشایدم ز دیده یاقوتبار آب ۳

از نو بهار روی تو اشکم فزون شدست
آری فزون شود همی از نوبهار آب ۴

از لطف تست جانم و جانم همه توئی
خیزد بخار از آب و شود هم بخار آب ۵

ابن یمین چو دید که بی هیچ موجبی
بردش ز روی کار غم غمگسار آب ۶

گفتم کنون بمردم چشمم امیددار
آرد ز لطف روی تو بازم به کار آب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳ - هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.