هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از اضطراب دل، زیباییهای معشوق مانند زلف و لبهایش، و درد دوری و ناکامی در عشق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی چون فقر، غم، و آرزوی وصال دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، اشارات به درد و رنج عاطفی، و استفاده از استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی ابیات نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فلسفه دارند.
شماره ۱۸ - تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
افتاد همچو ذره مرا دل در اضطراب ۱
هر کس که چین زلف ترا گاه وصف گفت
مشک خطا نراند سخن بر ره صواب ۲
زلف تو سنبلیست که لالاش عنبرست
جز خون سوخته نبود هیچ مشک ناب ۳
از نازکی برون تنت دل بود پدید
ز انسان که سنگریزه پدیدست اندر آب ۴
خواهم که همچو جان کشم اندر برت و لیک
بی زر ز سیمبر نتوان گشت کامیاب ۵
چون چنگ سر فکنده به پیشم بغم مدام
کز جور دور کیسه تهی کرد چون رباب ۶
دل میل جام لعل تو کردست چون کنم
زین نا خلف که باز فتادست در شراب ۷
گفتم مگر بخواب ببینم خیال تو
لیکن مرا خیال محالست بیتو خواب ۸
مهر تو باز در دل ابن یمین نشست
یعنی که جای گنج بکنجی بود خراب ۹
افتاد همچو ذره مرا دل در اضطراب ۱
هر کس که چین زلف ترا گاه وصف گفت
مشک خطا نراند سخن بر ره صواب ۲
زلف تو سنبلیست که لالاش عنبرست
جز خون سوخته نبود هیچ مشک ناب ۳
از نازکی برون تنت دل بود پدید
ز انسان که سنگریزه پدیدست اندر آب ۴
خواهم که همچو جان کشم اندر برت و لیک
بی زر ز سیمبر نتوان گشت کامیاب ۵
چون چنگ سر فکنده به پیشم بغم مدام
کز جور دور کیسه تهی کرد چون رباب ۶
دل میل جام لعل تو کردست چون کنم
زین نا خلف که باز فتادست در شراب ۷
گفتم مگر بخواب ببینم خیال تو
لیکن مرا خیال محالست بیتو خواب ۸
مهر تو باز در دل ابن یمین نشست
یعنی که جای گنج بکنجی بود خراب ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.