هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از ابن یمین، شاعر فارسیزبان، بیانگر حالات پریشانی و مستی عاشق در برابر معشوق است. شاعر از زلف و چشمان معشوق سخن میگوید و از دیوانگی و مستی خود در عشق مینالد. او از رنجهای عشق و پشیمانیهایش میگوید و آرزو میکند که معشوق بر او رحم کند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۷۸ - ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست
ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست
جام نام و ننگ را بر سنگ قلاشی شکست ۱
گو مکن دیوانه را عاقل نصیحت بهر آنک
هوشیاری ناید از مست صبوحی الست ۲
بر صوامع از صفای رویت ار عکسی فتد
ای بسا غوغا که خیزد از صف اهل نشست ۳
آرزو دارم به تریاق لب جان پرورت
رحم کن چون مار زلف تا بدارت دل بخست ۴
مهر آن ماه کمان ابرونه کار تست لیک
از پشیمانی چه سود اکنون چو تیر از شست جست ۵
دل بسان ماهی بر خاک از آنم می تپد
کآید از یک بند زلف پر خمش پنجاه شست ۶
دل بمهر دیگری ابن یمین دادی ز دست
در جهان گر دیگری همتاش دانستی که هست ۷
جام نام و ننگ را بر سنگ قلاشی شکست ۱
گو مکن دیوانه را عاقل نصیحت بهر آنک
هوشیاری ناید از مست صبوحی الست ۲
بر صوامع از صفای رویت ار عکسی فتد
ای بسا غوغا که خیزد از صف اهل نشست ۳
آرزو دارم به تریاق لب جان پرورت
رحم کن چون مار زلف تا بدارت دل بخست ۴
مهر آن ماه کمان ابرونه کار تست لیک
از پشیمانی چه سود اکنون چو تیر از شست جست ۵
دل بسان ماهی بر خاک از آنم می تپد
کآید از یک بند زلف پر خمش پنجاه شست ۶
دل بمهر دیگری ابن یمین دادی ز دست
در جهان گر دیگری همتاش دانستی که هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - مشکین سر زلف تو که در پای کشانست
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - مرا ترکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.