هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید. او از چشم‌های مست کننده، زلف تابیده، لب و دندان زیبا، و سخنان شیرین معشوق یاد می‌کند. شاعر همچنین به تأثیر عمیق این زیبایی‌ها بر دل و جان خود اشاره می‌کند و احساساتش را با تصاویر شاعرانه بیان می‌دارد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۷۹ - مرا ترکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت

مرا ترکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت
چرا در تاب شد زلفش جفا گر گفت ما را گفت ۱

بت شیرین سخن گر چه جوابم تلخ گفت اما
ز جان خوش تر همی آید دلم را ز آنکه زیبا گفت ۲

لب و دندانش را هرکس چو دید از لطف و دلجوئی
مر این را سلک مروارید و آن را لعل گویا گفت ۳

چو دیدم روی او گفتم که این هم دل بر دهم دین
همین گفت آنکه دید او را نه این بیچاره تنها گفت ۴

کسی کز سینه ی نرم و دل سخت وی آگه شد
خلاف رسم سیمین کان مکان سنگ خارا گفت ۵

از اول چشمه می پنداشت چشمم را ولی آخر
چو در وی مردم آبی شناور دید دریا گفت ۶

گرش ابن یمین گوید کز آن مایی ای مهوش
چرا رنجد چو پیش از ما نبی سلمان منا گفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸ - ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.