هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را با عناصر طبیعت مانند ماه، آفتاب، و باد صبا مقایسه میکند. شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و تأثیر عمیق معشوق بر روح و روان خود را توصیف مینماید. همچنین، تضاد بین عقل و عشق و دیوانگی ناشی از عشق نیز در شعر به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دیوانگی عشق و غم نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارد.
شماره ۸۰ - ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
روز نوروزست تابان در جهان یا روی دوست ۱
آفتاب از روی چون مهرش مثالی روشنست
لیک طغرایی ندارد چون خم ابروی دوست ۲
صبحدم نرگس چو چشم از خواب مستی برگشاد
نسخه ای دیدم سقیم از غمزه ی جادوی دوست ۳
آتش دل را دهد تسکین چو آب زندگی
هر غباری کآورد باد صبا از کوی دوست ۴
هر کسی را هست میلی سوی مطلوبی دگر
عابدان را سوی خلد و عاشقان را سوی دوست ۵
عقل ناصح پیشه را در حلقه ی دیوانگان
می کشد پیوسته زنجیر و شکنج موی دوست ۶
گشت سرگردان دلم چون گوی در میدان عشق
بس که در چوگان کشیدش حلقه ی گیسوی دوست ۷
قد چون تیرم ز بار غم کمان آسا شدست
بی گمان خواهد شکست از قوت بازوی دوست ۸
ترکتاز غمزه گر ابن یمین را بس نبود
در فزود اکنون تطاول طره ی هندوی دوست ۹
روز نوروزست تابان در جهان یا روی دوست ۱
آفتاب از روی چون مهرش مثالی روشنست
لیک طغرایی ندارد چون خم ابروی دوست ۲
صبحدم نرگس چو چشم از خواب مستی برگشاد
نسخه ای دیدم سقیم از غمزه ی جادوی دوست ۳
آتش دل را دهد تسکین چو آب زندگی
هر غباری کآورد باد صبا از کوی دوست ۴
هر کسی را هست میلی سوی مطلوبی دگر
عابدان را سوی خلد و عاشقان را سوی دوست ۵
عقل ناصح پیشه را در حلقه ی دیوانگان
می کشد پیوسته زنجیر و شکنج موی دوست ۶
گشت سرگردان دلم چون گوی در میدان عشق
بس که در چوگان کشیدش حلقه ی گیسوی دوست ۷
قد چون تیرم ز بار غم کمان آسا شدست
بی گمان خواهد شکست از قوت بازوی دوست ۸
ترکتاز غمزه گر ابن یمین را بس نبود
در فزود اکنون تطاول طره ی هندوی دوست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - مرا ترکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - نه هر گیاه که در باغ رست شمشادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.