هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود سخن میگوید و از جفا و هجران معشوق شکایت میکند. او خود را ذرهای در برابر خورشید حسن معشوق میداند و بیان میکند که هیچ چیز جز عشق معشوق را نپذیرفته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۰ - زهی من وفای تو نا دیده هیچ
زهی من وفای تو نا دیده هیچ
بغیر از جفای تو نشنیده هیچ ۱
مرا دست هجرانت خاری نهاد
گل دلگشای تو ناچیده هیچ ۲
ز مهرت تنم گشت همچون هلال
مه دلربای تو نادیده هیچ ۳
تو خورشید حسنی و من ذره وار
برون از هوای تو نگزیده هیچ ۴
نکردست ابن یمین سرمه ئی
به از خاک پای تو در دیده هیچ ۵
بغیر از جفای تو نشنیده هیچ ۱
مرا دست هجرانت خاری نهاد
گل دلگشای تو ناچیده هیچ ۲
ز مهرت تنم گشت همچون هلال
مه دلربای تو نادیده هیچ ۳
تو خورشید حسنی و من ذره وار
برون از هوای تو نگزیده هیچ ۴
نکردست ابن یمین سرمه ئی
به از خاک پای تو در دیده هیچ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.