هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از روح و معشوق به عنوان مفاهیم متعالی یاد می‌کند. او عشق و وفا را ستایش کرده و وجود معشوق را با روح مقایسه می‌کند. شاعر از جور عشق شکایت دارد ولی همچنان به مهر و وفای معشوق پایبند است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۹۱ - ای لعل درفشان تو کرده بیان روح

ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
نام تو داده خلق جهانرا نشان روح ۱

از بسکه روحم از شکرت یافت تربیت
جز شکر شکرت نسراید زبان روح ۲

جسم ترا بعالم خاکی چه نسبت است
روحست جان عالم و جسم تو جان روح ۳

از من مکن کناره که عمریست تا بمهر
میپرورم وفای تو را در میان روح ۴

روح مجسم است وجود تو ز آنسبب
باشد نهان ز دیده خلقان بسان روح ۵

گویند روح را نبود در جهان مکان
یاقوت آبدار تو اینک مکان روح ۶

گشتی ز جور عشق تو ابن یمین هلاک
میگون لب تو گر نشدی در ضمان روح ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰ - زهی من وفای تو نا دیده هیچ
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.