هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران سخن میگوید، از درد دوری و آرزوی وصال، و از تأثیرات این احساسات بر روح و روان. او از طبیعت و عناصری مانند طوطی و مشک برای بیان احساساتش استفاده میکند و در نهایت به رضایت از عشق، حتی با وجود دشنام، اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۱۰ - جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
از ما بجهان باقی جز نام نخواهد بود ۱
شادی وصالت را اغیار نمی بیند
گوئی غم هجرانرا انجام نخواهد بود ۲
با طوطی جان گفتم گرد شکرش کم گرد
کان سلسله مشکین جز دام نخواهد بود ۳
آرام نمیگیرد بر روی تو زلف آری
کس را ببر آتش آرام نخواهد بود ۴
ما را شکری باید از پسته خندانت
گیرم که سلامی نه دشنام نخواهد بود ۵
هست ابن یمین از تو خشنود بدشنامی
از تو طمعش زین بیش اکرام نخواهد بود ۶
از ما بجهان باقی جز نام نخواهد بود ۱
شادی وصالت را اغیار نمی بیند
گوئی غم هجرانرا انجام نخواهد بود ۲
با طوطی جان گفتم گرد شکرش کم گرد
کان سلسله مشکین جز دام نخواهد بود ۳
آرام نمیگیرد بر روی تو زلف آری
کس را ببر آتش آرام نخواهد بود ۴
ما را شکری باید از پسته خندانت
گیرم که سلامی نه دشنام نخواهد بود ۵
هست ابن یمین از تو خشنود بدشنامی
از تو طمعش زین بیش اکرام نخواهد بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - جز رخ یار من بهار که دید
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.