هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، احساسات عمیق عاشقانه و دلبستگی شاعر را به معشوق بیان میکند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند رخ گلگون، لب میگون، زلف مشکین و غمزههای فتنهانگیز او سخن میگوید و از درد فراق و اشتیاق دیدار مینالد. همچنین، از طالع میمون و سعد برای عاشقانی که به وصال معشوق میرسند، یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته در شعر ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۱۲۹ - طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
خرم آن دل که چنین طالع میمون گیرد ۱
عاشق از دور فلک کام دل آنگه یابد
که به دندان لب میگون تو در خون گیرد ۲
بی گل عارضت از خون جگر هر سحری
شبه آید رخ من رنگ طبر خون گیرد ۳
ای بسا فتنه که آن غمزه فتانت کند
و آنگهی بر من آشفته مفتون گیرد ۴
به جز آن رسته ی دندان و رخ خوب که دید
عقد پروین که وطن در مه گردون گیرد ۵
زلف مشکین تو لیلی است کزو مجنونم
ای خوش آن روز که دست من مجنون گیرد ۶
گفتم ای دل کم آن زلف سیه کارش گیر
کان نه ماریست که در وی دم افسون گیرد ۷
دل مرا گفت چو زلفش مگر آشفته شدی
عاقل آخر کم آن حبل متین چون گیرد ۸
سخن ابن یمین گوش کن ای عشوه فروش
تا همه گوش تو در گوهر موزون گیرد ۹
خرم آن دل که چنین طالع میمون گیرد ۱
عاشق از دور فلک کام دل آنگه یابد
که به دندان لب میگون تو در خون گیرد ۲
بی گل عارضت از خون جگر هر سحری
شبه آید رخ من رنگ طبر خون گیرد ۳
ای بسا فتنه که آن غمزه فتانت کند
و آنگهی بر من آشفته مفتون گیرد ۴
به جز آن رسته ی دندان و رخ خوب که دید
عقد پروین که وطن در مه گردون گیرد ۵
زلف مشکین تو لیلی است کزو مجنونم
ای خوش آن روز که دست من مجنون گیرد ۶
گفتم ای دل کم آن زلف سیه کارش گیر
کان نه ماریست که در وی دم افسون گیرد ۷
دل مرا گفت چو زلفش مگر آشفته شدی
عاقل آخر کم آن حبل متین چون گیرد ۸
سخن ابن یمین گوش کن ای عشوه فروش
تا همه گوش تو در گوهر موزون گیرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.