هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و احساسات شاعرانه میپردازد. در آن از عناصری مانند آب، ماه، قند، خواب، و تیغ برای بیان عمق احساسات استفاده شده است. شاعر با بازیهای کلامی و تصویرسازیهای خلاقانه، عشق و دلباختگی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و عبارات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و ادبی برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۱۴۱ - مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
گر نشد آبی چرا در آب بازی میکند ۱
چون نهد انگشت بر لب ماه من یعنی خموش
قند میبینی که با عناب بازی میکند ۲
چشم پر خوابش ببازی بازی از من دل ببرد
بنگر آن جادو که اندر خواب بازی میکند ۳
چون زند بر جان سنان غمزه پنداری مگر
تیغ رستم با دل سهراب بازی میکند ۴
گر دل دیوانه در زنجیر زلفت دست زد
سهل باشد کو مشو در تاب بازی میکند ۵
چشم جانبازش که از جام لطافت مست شد
زانچنین گستاخ در محراب بازی میکند ۶
نرگس مستت بخونریز دل ابن یمین
گر دهد فرمان بتا مشتاب بازی میکند ۷
گر نشد آبی چرا در آب بازی میکند ۱
چون نهد انگشت بر لب ماه من یعنی خموش
قند میبینی که با عناب بازی میکند ۲
چشم پر خوابش ببازی بازی از من دل ببرد
بنگر آن جادو که اندر خواب بازی میکند ۳
چون زند بر جان سنان غمزه پنداری مگر
تیغ رستم با دل سهراب بازی میکند ۴
گر دل دیوانه در زنجیر زلفت دست زد
سهل باشد کو مشو در تاب بازی میکند ۵
چشم جانبازش که از جام لطافت مست شد
زانچنین گستاخ در محراب بازی میکند ۶
نرگس مستت بخونریز دل ابن یمین
گر دهد فرمان بتا مشتاب بازی میکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - مرا ز عشق تو گر شادیی بجان نرسد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.