هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از ابن یمین، درد عشق و فراق را بیان می‌کند. شاعر از نافرمانی دل در برابر فرمان عشق شکایت دارد و اشاره می‌کند که بدون غم جانان، شادی برایش معنا ندارد. همچنین، او از بی‌پایان بودن راه عشق و ناتوانی در رهایی از آن سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۴۲ - نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد

نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد
دل چنین از من سودا زده آسان نبرد ۱

راه عشقت نه بپای دل ما بود و لیک
چکنم با دل سر گشته چو فرمان نبرد ۲

نزند بیغم جانان نفسی شاد دلم
گر چه داند که ز دست غم او جان نبرد ۳

عاشق ار پای باول قدم اندر ره عشق
بر سر جان ننهد راه بجانان نبرد ۴

هر که سر در ره سودا ننهد بر کف دست
گو مشو رنجه که این راه بپایان نبرد ۵

هر کرا خار غم عشق تو دامن بگرفت
نکند یاد گل و نام گلستان نبرد ۶

جان بنزد تو فرستاد می از عشق ولیک
هیچکس زیره سوی خطه کرمان نبرد ۷

ای طبیب از سر من در گذر و رنج مبر
کاین چنین درد بداروی تو درمان نبرد ۸

ندهد دامن مهر تو ز دست ابن یمین
تا اجل دست تغلب بگریبان نبرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.