هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، زیبایی معشوق و درد عشق شاعر را توصیف می‌کند. شاعر از جمال بی‌نظیر معشوق، رنج عشق و اسارت در زلف او سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند «بدر منیر»، «لب چون شکر»، و «زنجیر زلف» احساسات خود را بیان می‌کند. در پایان، با فروتنی از معشوق می‌خواهد که بر او خرده نگیرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استعاره‌های ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند اسارت در عشق یا غم عمیق ممکن است برای کودکان یا نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۱۶۲ - روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر

روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
چشم بد دور ز رخسار تو ای بدر منیر ۱

از غم عارض چون شیر و لب چون شکرت
در گدازست تنم همچو شکر اندر شیر ۲

ناوک غمزه خونریز مزن بر دل من
نیست محتاج کمان گوشه ابروت بتیر ۳

هست رخسار من از عشق تو در خون جگر
همچو در آب بقم غرق شده برگ زریر ۴

گفتم ایدوست دلم بسته زلفین تو شد
گفت دیوانه همان به که بود در زنجیر ۵

دلم از حلقه زلفت نرود جای دگر
کی تواند که رود پای فرو رفته بقیر ۶

جان فدا میکنم اما بفدا باز نرست
هر که در بند سر زلف بتان گشت اسیر ۷

خواهم ایدوست که جان بر تو فشانم روزی
لیک ترسم نپذیری که متاعیست حقیر ۸

گر گنه کرد که شد ابن یمین بنده تو
تو بزرگی کن و بر بنده خود خرده مگیر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.