هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه اسیر زیبایی و جذابیت او شده است. او از دیوانگی ناشی از عشق، رهایی از عقل، و تسلیم شدن در برابر احساساتش سخن میگوید. همچنین، از دردها و رنجهای عشق و امید به درمان از طریق معشوق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۷۴ - دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
من دیوانه و از بند خرد رستم باز ۱
مطلب هوش زمن کز می عشقت قدحی
بهوس خوردم و چون چشم خوشت مستم باز ۲
مستی و عاشقی من همه امروزی نیست
من درین کوی بسی بوده ام و هستم باز ۳
من و تو به ز کجا تا بکجا دورم باد
توبه گر بود ترا مژده که بشکستم باز ۴
دل و جان هر دو گرفتار غمت بود بجهد
دل رها کردم وزو با رمقی رستم باز ۵
من چو چشمان تو بیمار ز آنم که بدل
رگ سودای سر زلف تو پیوستم باز ۶
بارها مار سر زلف تو خستست مرا
وقت تریاق لب تست کزو جستم باز ۷
تا شدی در دلم ایجان جهان صدر نشین
در دل بر همه خوبان جهان بستم باز ۸
در هوای رخ زیبای تو چون ابن یمین
بر سر آتش سودای تو بنشستم باز ۹
من دیوانه و از بند خرد رستم باز ۱
مطلب هوش زمن کز می عشقت قدحی
بهوس خوردم و چون چشم خوشت مستم باز ۲
مستی و عاشقی من همه امروزی نیست
من درین کوی بسی بوده ام و هستم باز ۳
من و تو به ز کجا تا بکجا دورم باد
توبه گر بود ترا مژده که بشکستم باز ۴
دل و جان هر دو گرفتار غمت بود بجهد
دل رها کردم وزو با رمقی رستم باز ۵
من چو چشمان تو بیمار ز آنم که بدل
رگ سودای سر زلف تو پیوستم باز ۶
بارها مار سر زلف تو خستست مرا
وقت تریاق لب تست کزو جستم باز ۷
تا شدی در دلم ایجان جهان صدر نشین
در دل بر همه خوبان جهان بستم باز ۸
در هوای رخ زیبای تو چون ابن یمین
بر سر آتش سودای تو بنشستم باز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.