هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و مصائبی که در زندگی متحمل شده است، سخن می‌گوید. او از آفت‌های زمانه، تیرهای بلا، مکر دنیا، ستم‌های روزگار و حرمان‌هایش می‌نالد و بیان می‌کند که از هنر و فضیلت گریزان شده است. در نهایت، خرد به او توصیه می‌کند که از دنیا چشم بپوشد تا مشکلاتش آسان شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۷۶ - منم از محنت ایام بدانسان که مپرس

منم از محنت ایام بدانسان که مپرس
و آن بدل میرسدم ز آفت دوران که مپرس ۱

وان که از شست قضا زد ز کمان چرخم
بیگمان تیر بلا بر هدف جان که مپرس ۲

من نیم یوسف و از مکر زلیخای جهان
تا بحدی شده ام بسته زندان که مپرس ۳

من نه روئین تنم و رستم دستان زندم
از کمان ستم آن ناوک پران که مپرس ۴

هر چه ایام بروی آردم از چون و چراش
زهره دارم که بپرسم شده فرمان که مپرس ۵

عیب جویان منند ز آنهمه رو و دل من
از هنر هست بد آنگونه گریزان که مپرس ۶

دوش گفتم خردا هیچ خبر داری از آنک
داد چندان فلکم بهره ز حرمان که مپرس ۷

گفت کای ابن یمین خسته دل از دور فلک
هست در وادی حرمان چو تو چندانکه مپرس ۸

هیچ دانی چه کنی قطع نظر کن ز جهان
تا شود بر تو چنان مشکلش آسان که مپرس ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.