هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و سوزش عشق و فراق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند پروانهای که دور شمع میسوزد، آتش عشق و غم را در وجود خود توصیف میکند. او از اشک و آه خود میگوید که چگونه کاغذ و بیانش را میسوزاند و چگونه درد فراق، جانش را میسوزاند. در نهایت، شاعر به مخالفان خود پاسخ میدهد که چگونه میتواند ننالد در حالی که از فراق یار، جانش در آتش است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۱ - روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم
روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم
و آتش غم تا بمغز استخوان میسوزدم ۱
میزند پروانه سلطان عشقت آتشی
در دلم کز پای تا سر شمعسان میسوزدم ۲
چون نویسم شرح شوقت ز آب چشم و دود دل
کاغذم تر مشود کلک و بیان میسوزدم ۳
گر نشد چون تار کتان از نزاری پیکرم
پس چرا مهرت چو ماه آسمان میسوزدم ۴
پیش خلقان کرد پیدا آه دود آسای من
کآتش هجران جانان در نهان میسوزدم ۵
تا دلم در رسته حسنت بسودا در فتاد
گرمی بازار او سود و زیان میسوزدم ۶
هر زمانم شعله ئی از دل فروزان میشود
آنچنان کز تاب آن آب روان میسوزدم ۷
ز آه من گردد معطر مجلس روحانیان
همچو عودم خوش نفس گردون از آن میسوزدم ۸
گوید اغیارم بمن کابن یمین چندین منال
چون ننالم کز فراق یار جان میسوزدم ۹
و آتش غم تا بمغز استخوان میسوزدم ۱
میزند پروانه سلطان عشقت آتشی
در دلم کز پای تا سر شمعسان میسوزدم ۲
چون نویسم شرح شوقت ز آب چشم و دود دل
کاغذم تر مشود کلک و بیان میسوزدم ۳
گر نشد چون تار کتان از نزاری پیکرم
پس چرا مهرت چو ماه آسمان میسوزدم ۴
پیش خلقان کرد پیدا آه دود آسای من
کآتش هجران جانان در نهان میسوزدم ۵
تا دلم در رسته حسنت بسودا در فتاد
گرمی بازار او سود و زیان میسوزدم ۶
هر زمانم شعله ئی از دل فروزان میشود
آنچنان کز تاب آن آب روان میسوزدم ۷
ز آه من گردد معطر مجلس روحانیان
همچو عودم خوش نفس گردون از آن میسوزدم ۸
گوید اغیارم بمن کابن یمین چندین منال
چون ننالم کز فراق یار جان میسوزدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - روز آنست که با یار بمیخانه رویم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.