هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از سفر معنوی خود به سوی معشوق (جانان) سخن میگوید. او از رها کردن تعلقات دنیوی، درد هجران، و رسیدن به آرامش نزد معشوق مینویسد. همچنین، از تجربههای روحانی و عرفانی خود مانند گذر از تاریکیها و رسیدن به روشنایی یاد میکند. در پایان، به پریشانی اولیه خود اشاره کرده و از خواننده میخواهد که او را به خاطر این حالت سرزنش نکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند درد هجران و تجربههای روحانی ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۲۰ - من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
بی زحمت تن ساعتی در عالم جان آمدم ۱
هرچ آن حجاب راه بود از پیش دور انداختم
ز آن پس مجرد همچو جان در پیش جانان آمدم ۲
ترسم که نبود پاسبان از حال من آگه شود
آگه کجا گردد که من از خویش پنهان آمدم ۳
در هجر جانان مدتی با درد دل در ساختم
دردم رسید اکنون بجان نزدیک درمان آمدم ۴
شبها بروز آورده ام در آرزوی روی تو
تا عاقبت روزی بکام اندر شبستان آمدم ۵
همچون سکندر مدتی در ظلمت آوردم بسر
تا ناگهان همچون خضر نزد آب حیوان آمدم ۶
زین پیشتر با دوستان من پاک سیرت آمدم
رفتم سوی آن دوستان کز پیش ایشان آمدم ۷
بودم عزیز ملک جان در مصر عزت کامران
مانند یوسف ناگهان در بیت احزان آمدم ۸
در عشرت آباد جهان مجموع خاطر چون نیم
عیبم مکن ابن یمین کاول پریشان آمدم ۹
بی زحمت تن ساعتی در عالم جان آمدم ۱
هرچ آن حجاب راه بود از پیش دور انداختم
ز آن پس مجرد همچو جان در پیش جانان آمدم ۲
ترسم که نبود پاسبان از حال من آگه شود
آگه کجا گردد که من از خویش پنهان آمدم ۳
در هجر جانان مدتی با درد دل در ساختم
دردم رسید اکنون بجان نزدیک درمان آمدم ۴
شبها بروز آورده ام در آرزوی روی تو
تا عاقبت روزی بکام اندر شبستان آمدم ۵
همچون سکندر مدتی در ظلمت آوردم بسر
تا ناگهان همچون خضر نزد آب حیوان آمدم ۶
زین پیشتر با دوستان من پاک سیرت آمدم
رفتم سوی آن دوستان کز پیش ایشان آمدم ۷
بودم عزیز ملک جان در مصر عزت کامران
مانند یوسف ناگهان در بیت احزان آمدم ۸
در عشرت آباد جهان مجموع خاطر چون نیم
عیبم مکن ابن یمین کاول پریشان آمدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.