هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر دیوانگی و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از عشق و سودای معشوق چنان مست و بیخود شده که عقل و جان خود را فدا میکند. شاعر زیبایی معشوق را بینظیر و درک رموز آن را تنها برای عاشقانی مانند مجنون ممکن میداند. همچنین، او از ملامتهای دیگران بیاعتناست و عشق را بالاتر از هر چیز میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و دیوانگی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۲۷۲ - مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
که از سودای او کشتم ز عقل خویش بیگانه ۱
رموز حسن لیلی را که دریابد بجز مجنون
بدین ده ره نیارد عقل هر فرزانه ۲
گرم سر در سر کارش رود زو بر ندارم دل
توانم دل ز جان برکند و نتوانم ز جانانه ۳
بمجلس گر بر اندازد نقاب از عکس رخسارش
نگارستان چین گردد درو دیوار کاشانه ۴
من از عشقش چنان مستم که عمر جاودان دانم
فروغ شمع رخسارش گرم سوزد چو پروانه ۵
ز روی دوست تا باشم نتابم رخ چو آئینه
باره گر کند دشمن سرم صد پاره چون شانه ۶
ملامت مرد عاشق را چو باد اندر قفس باشد
کجا در گوش جان گیرد مرا زینگونه افسانه ۷
کسی ابن یمین را گفت کورندست و میخواره
بتضمین گو بیا بشنو ز من این بیت مستانه ۸
چراغ عالم علوی بهر روزن دهد نوری
تواش در صومعه بینی و من در کنج میخانه ۹
که از سودای او کشتم ز عقل خویش بیگانه ۱
رموز حسن لیلی را که دریابد بجز مجنون
بدین ده ره نیارد عقل هر فرزانه ۲
گرم سر در سر کارش رود زو بر ندارم دل
توانم دل ز جان برکند و نتوانم ز جانانه ۳
بمجلس گر بر اندازد نقاب از عکس رخسارش
نگارستان چین گردد درو دیوار کاشانه ۴
من از عشقش چنان مستم که عمر جاودان دانم
فروغ شمع رخسارش گرم سوزد چو پروانه ۵
ز روی دوست تا باشم نتابم رخ چو آئینه
باره گر کند دشمن سرم صد پاره چون شانه ۶
ملامت مرد عاشق را چو باد اندر قفس باشد
کجا در گوش جان گیرد مرا زینگونه افسانه ۷
کسی ابن یمین را گفت کورندست و میخواره
بتضمین گو بیا بشنو ز من این بیت مستانه ۸
چراغ عالم علوی بهر روزن دهد نوری
تواش در صومعه بینی و من در کنج میخانه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.