هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از معشوق میگوید و از مسافری که به خراسان میرود میخواهد که پیام دلتنگیاش را به جانان برساند. او از ناتوانی در فرستادن سوغات و تحفه مینالد و از معشوق میخواهد که با نرمی و مهربانی با او رفتار کند. شاعر همچنین از تأثیر چشمزخم و تقدیر بر زندگی خود سخن میگوید و در پایان، از معشوق میخواهد که با فرستادن شکر و گل، گلی برای دل و جانش بسازد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷۵ - ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری
ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری
ببر از حال دل من سوی جانان خبری ۱
جان بسوغات فرستاد می اما چه کنم
که کسی می نبرد تحفه بعمان گهری ۲
نرم و آهسته ببالینش خرام از سر راه
حلقه گیسوی مشکینش بجنبان سحری ۳
نرگس مست وی از خواب چو بیدار شود
خوش خوش آغاز کن از قصه هجران قدری ۴
که اگر هجر بدینگونه بود زود بتو
خبر آید که نماند از من حیران اثری ۵
چشم زخم فلکی بود و گر نه ز چه روی
در ره افتاد مرا ناگه ازینسان سفری ۶
همچو طوفان رسد آتش بهمه روی زمین
گر بر آرم ز تنور دل سوزان شرری ۷
جان رسید ابن یمین را بلب از فرقت تو
گر چه جانرا نبود نزد تو چندان خطری ۸
بفرست از لب میگون شکر از چهره گلی
تا بسازم ز برای دل و جان گلشکری ۹
ببر از حال دل من سوی جانان خبری ۱
جان بسوغات فرستاد می اما چه کنم
که کسی می نبرد تحفه بعمان گهری ۲
نرم و آهسته ببالینش خرام از سر راه
حلقه گیسوی مشکینش بجنبان سحری ۳
نرگس مست وی از خواب چو بیدار شود
خوش خوش آغاز کن از قصه هجران قدری ۴
که اگر هجر بدینگونه بود زود بتو
خبر آید که نماند از من حیران اثری ۵
چشم زخم فلکی بود و گر نه ز چه روی
در ره افتاد مرا ناگه ازینسان سفری ۶
همچو طوفان رسد آتش بهمه روی زمین
گر بر آرم ز تنور دل سوزان شرری ۷
جان رسید ابن یمین را بلب از فرقت تو
گر چه جانرا نبود نزد تو چندان خطری ۸
بفرست از لب میگون شکر از چهره گلی
تا بسازم ز برای دل و جان گلشکری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - ای از تو هزار فتنه بر پای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.