هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و ستایشآمیز، معشوق را به زیباییهای طبیعت مانند خورشید و ماه تشبیه میکند و عشق و شیفتگی شاعر را به تصویر میکشد. شاعر معشوق را برتر از همه زیباییهای جهان میداند و خود را فدای او میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبیات کلاسیک است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و ادبی داشته باشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۹۳ - بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
بگشای لب بخنده که شمس و قمر توئی ۱
فرماندهی بمصر دلم در نیامدست
هرگز عزیزتر ز تو یوسف مگر توئی ۲
بگرفت حسن تو همه آفاق را چنانک
بر هر چه افکنم نظر ا ندر نظر توئی ۳
ماند سهی بقامت و خورشید با رخت
لیکن زهر دو خوشتر و هم خوبتر توئی ۴
خورشید با کلاه و مهی با کمر که دید
خورشید با کلاه و مهی با کمر توئی ۵
بودم گمان که خوش پسری خون بریزدم
اکنون یقین شدست که آنخوش پسر توئی ۶
چون عاقبت بدست بتی کشته میشوم
جان در میان نهیم بشکرانه گر توئی ۷
تیر و کمان غمزه و ابروی تو چو دید
با دل بگفت ابن یمین را سپر توئی ۸
بگشای لب بخنده که شمس و قمر توئی ۱
فرماندهی بمصر دلم در نیامدست
هرگز عزیزتر ز تو یوسف مگر توئی ۲
بگرفت حسن تو همه آفاق را چنانک
بر هر چه افکنم نظر ا ندر نظر توئی ۳
ماند سهی بقامت و خورشید با رخت
لیکن زهر دو خوشتر و هم خوبتر توئی ۴
خورشید با کلاه و مهی با کمر که دید
خورشید با کلاه و مهی با کمر توئی ۵
بودم گمان که خوش پسری خون بریزدم
اکنون یقین شدست که آنخوش پسر توئی ۶
چون عاقبت بدست بتی کشته میشوم
جان در میان نهیم بشکرانه گر توئی ۷
تیر و کمان غمزه و ابروی تو چو دید
با دل بگفت ابن یمین را سپر توئی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - بمراد دل من گر بودم دسترسی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - تا بر سریر حسن توئی ماه چهره ئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.