هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که یا مهرش را از دل او بیرون ببرد یا با مهر و محبت بازگردد. او از عشق و وفا سخن میگوید و آرزو میکند که معشوقش به او توجه کند و دلش را از غم پاک سازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۲ - جانا رخ چون بهار بنمای
جانا رخ چون بهار بنمای
عالم به جمال خود بیارای ۱
از روی چو ماه تو صبوری
ممکن نبود مرا مفرمای ۲
یا مهر خود از دلم برون بر
یا از در من به مهر باز آی ۳
یا جان بستان و وارهانم
یا بر دل زار من ببخشای ۴
با من به وفا ببند عهدی
وین بسته در امید بگشای ۵
چون دست نمی رسد که یابم
کام دل از آن لب شکر خای ۶
آخر چه شود که سر در آری
تا از دل و جان ببوسمت پای ۷
پس کابن یمین ز عشق رویت
گفتست به غمز و رمز هر جای ۸
این دل بر اوست نیک بنگر
آیینه ی جان ز زنگ بزدای ۹
عالم به جمال خود بیارای ۱
از روی چو ماه تو صبوری
ممکن نبود مرا مفرمای ۲
یا مهر خود از دلم برون بر
یا از در من به مهر باز آی ۳
یا جان بستان و وارهانم
یا بر دل زار من ببخشای ۴
با من به وفا ببند عهدی
وین بسته در امید بگشای ۵
چون دست نمی رسد که یابم
کام دل از آن لب شکر خای ۶
آخر چه شود که سر در آری
تا از دل و جان ببوسمت پای ۷
پس کابن یمین ز عشق رویت
گفتست به غمز و رمز هر جای ۸
این دل بر اوست نیک بنگر
آیینه ی جان ز زنگ بزدای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - بگو ای ماه تابان تا کجائی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - جان به چشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.