هوش مصنوعی:
شخصی از فقر و رنج خود نزد خواجه شکایت میکند. خواجه ابتدا به او امیدواری میدهد که درمان فقر در دست اوست، اما سپس غذا و شراب او را میگیرد و توضیح میدهد که اولین قدم برای درمان بیمار، تحمل و صبر است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ٨٩ - بردم بنزد خواجه شکایت ز رنج فقر
بردم بنزد خواجه شکایت ز رنج فقر
گفتم دوای این بکف همت شماست ۱
بر حال من چو یافت وقوف تمام گفت
زین رنج غم مخور که دوایش بدست ماست ۲
از من گرفت باز طعام و شراب و گفت
اول علاج مردم بیمار احتماست ۳
گفتم دوای این بکف همت شماست ۱
بر حال من چو یافت وقوف تمام گفت
زین رنج غم مخور که دوایش بدست ماست ۲
از من گرفت باز طعام و شراب و گفت
اول علاج مردم بیمار احتماست ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨٨ - با فلک دوش بخلوت گله ئی میکردم
گوهر بعدی:شماره ٩٠ - بزرگوار امیری که زبده کرم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.