خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر با خرد خود گفتوگو میکند و از ناپایداری آسایش در جهان میگوید. خرد به او توصیه میکند که از جستجوی راحتطلبی دست بردارد، زیرا راحتی واقعی مانند عنقا نادر و دستنیافتنی است. شاعر تأکید میکند که زندگی بدون رنج ممکن نیست و انسان باید با این واقعیت کنار بیاید.
متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند «عنقا» و «بی خار گل-بی مار گنج» برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ١٩٢ - با خرد گفتم که داری در جهان جائی چنان
با خرد گفتم که داری در جهان جائی چنان
کاندرو دلخسته ئی یکدم بر آساید ز رنج ۱
گفت بگذر ز آن و این ساده دلیها ترک گیر
زانکه نتوان یافتن بی خار گل-بی مار گنج ۲
هست راحت در جهان مانند عنقا در زمان
غیر نامی نیست از وی اندرین دار سپنج ۳
کس در این ایوان ششدر چون دمی بیرنج زیست
راحت جانت همی باید گذر زین چار و پنج ۴
منزلت دورست و ره دشوار و تو نازک مزاج
بار بیش از حد طاقت بر تن مسکین مسنج ۵
کاندرو دلخسته ئی یکدم بر آساید ز رنج ۱
گفت بگذر ز آن و این ساده دلیها ترک گیر
زانکه نتوان یافتن بی خار گل-بی مار گنج ۲
هست راحت در جهان مانند عنقا در زمان
غیر نامی نیست از وی اندرین دار سپنج ۳
کس در این ایوان ششدر چون دمی بیرنج زیست
راحت جانت همی باید گذر زین چار و پنج ۴
منزلت دورست و ره دشوار و تو نازک مزاج
بار بیش از حد طاقت بر تن مسکین مسنج ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ١٩١ - یک دو نوبت در جناب خسرو جمشید فر
گوهر بعدی:شماره ١٩٣ - غرمائی که داشتم زین پیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.