خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به ستایش مخدوم خود میپردازد که از عالم غیب آگاه است و حال او را میداند. او اشاره میکند که تنها هنرش شعر نیست و هنرهای دیگری نیز دارد. شاعر از مخدوم خود بهعنوان فردی دانا و عادل یاد میکند که در همهچیز از دیگران برتر است و مصلحتاندیشی میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی، آن را برای گروه سنی نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد.
شماره ٢٩٢ - رای مخدوم که از عالم غیب آگاهست
رای مخدوم که از عالم غیب آگاهست
حال من بنده کماهی بیقین میداند ۱
من نه آنم که بجز شعر ندارم هنری
عیب من همت والام خود این میداند ۲
منم آنکس که با کسیر هنر خامه من
از شبه ساختن در ثمین میداند ۳
لیک ازینگونه مضیق که منم کس نبود
وینسخن بی سخن آن داور دین میداند ۴
چه کنم عرضه بر او قصه پر غصه چو او
به ز من حال من زار حزین میداند ۵
دولتش باد که او مصحلت ابن یمین
در همه کار به از ابن یمین میداند ۶
حال من بنده کماهی بیقین میداند ۱
من نه آنم که بجز شعر ندارم هنری
عیب من همت والام خود این میداند ۲
منم آنکس که با کسیر هنر خامه من
از شبه ساختن در ثمین میداند ۳
لیک ازینگونه مضیق که منم کس نبود
وینسخن بی سخن آن داور دین میداند ۴
چه کنم عرضه بر او قصه پر غصه چو او
به ز من حال من زار حزین میداند ۵
دولتش باد که او مصحلت ابن یمین
در همه کار به از ابن یمین میداند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢٩١ - در جهان هر جا که هست آزاده ئی
گوهر بعدی:شماره ٢٩٣ - روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.