خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که از جفاهای دنیا و مشکلات آن فارغ است و به هیچکس وابسته نیست. او از نوشیدن شراب و زهر نیز فارغ است و به مال و ملک دنیا اهمیت نمیدهد. این شعر نشاندهندهی بیاعتنایی به دنیا و مشکلات آن است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب نیاز به درک مناسب از زمینهی فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۵٨۵ - پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
ما از جفای چرخ و غم دهر فارغیم ۱
ساقی طبیب و ما طمع از جان بریده ایم
گر نوش میچشاند و گر زهر فارغیم ۲
محتاج کس نه ایم و نداریم غم ز کس
گر لطف میکند و گرم قهر فارغیم ۳
ما را چو ملک و مال خرید و فروخت نیست
گر محتسب برون کند از شهر فارغیم ۴
ما از جفای چرخ و غم دهر فارغیم ۱
ساقی طبیب و ما طمع از جان بریده ایم
گر نوش میچشاند و گر زهر فارغیم ۲
محتاج کس نه ایم و نداریم غم ز کس
گر لطف میکند و گرم قهر فارغیم ۳
ما را چو ملک و مال خرید و فروخت نیست
گر محتسب برون کند از شهر فارغیم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵٨۴ - با خرد گفتم که ای فرزانه پیر کاردان
گوهر بعدی:شماره ۵٨۶ - بحمدالله مرا هستند فرزندان روحانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.