هوش مصنوعی: شاعر در این متن به توصیف تجربیات و احساسات خود در مواجهه با طبیعت و زندگی پرداخته است. او از زیبایی‌های صبحگاهی مانند آواز خروس و چکاوک سخن می‌گوید، سپس به ناکامی‌های خود در زندگی اشاره می‌کند و از طمع و قمار در زندگی ابراز پشیمانی می‌کند. در نهایت، او به تغییرات سرنوشت و تبدیل شدن به شخصیت‌های اسطوره‌ای مانند مسیح و فریدون اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند قمار و طمع نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ٧٢۵ - سحرگه که در گوش گردون فتاد

سحرگه که در گوش گردون فتاد
خروش خروس و نوای چکاو ۱

روان شد چو زر موکب شیخ عهد
رهی نا روا ماند مانند چاو ۲

گذشتم بناکام از آن بحر جود
روان بر دو رخ از دو چشمم دو ناو ۳

من از ابر جودش طمع داشتم
که چون گل کنم کیسه پر زر ساو ۴

ولی در قمار هوا داریش
مرا گشت الحق درین دور داو ۵

ببختش مسیح و فریدون شدم
بخر رفتم و باز گشتم بگاو ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ٧٢۴ - ز آتش مجمر ار کشم دودی
گوهر بعدی:شماره ٧٢۶ - کردم سئوال از کرم خواجه حاجتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.