هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به دوست سخن میگوید. او بیان میکند که حتی در خواب نیز به دنبال دیدن خیال دوست است و زیبایی دوست را با هلال عید و ابروی او مقایسه میکند. شاعر تأکید میکند که دیگر به چیزهای دیگر مانند سرو بلند توجهی ندارد و تنها به دوستش میاندیشد. او خود را به دلیل عشق صادقانهاش به دوست، از خود بیخود میداند و از خواب و خیال جز دوست چیزی نمیخواهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۸ - گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست ۱
مردم هلال عید بدیدند و پیش ما
عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست ۲
ما را دگر به سرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست ۳
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش
پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست ۴
ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد
یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست ۵
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست ۱
مردم هلال عید بدیدند و پیش ما
عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست ۲
ما را دگر به سرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست ۳
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش
پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست ۴
ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد
یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۷ - صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - صبح میخندد و من گریه کنان از غم دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.